تبليغاتX
به عشق شما نفس می کشم...
برای سه امید و هستی ام(همسرم...دخترم...پسرم)
 

یک صدا ...

 

عید همه ی کودکان سرزمینم مبارک ...

سال جدید باشد که سال پرواز کودکانمان به دیار باور باشد و رهایی

سال باشد که سالی پر از پدران و مادران " کودک باور " باشد و پر از

عشق و مهر و محبت و تعظیم در برابر کودک ...

سرزمین من بیشتر از جنگهای دهان پرکن سیاسی و شعارهای 

کذایی و باطل به کودک شناسی و احترام به فرزندان نیاز دارد ...

این را هم دین می گوید وهم دنیا و هم خدا ...

اگر دینمداریم به احادیث و روایات دینی بنگریم ...

شاید روزی زنگار از دیده ها بزداییم ...

هشدار ... 

                                فرزندان مان را داریم از دست می دهیم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 16:32  توسط پدر  | 

 

چه رفتارهایی کودک آزاری است ؟...

 

در کشور من کودک وسیله ای است برای پدر شدن و مادر شدن دیگران ... او وسیله باور

دیگران است و خودش اما هیچ ... کیسه بوکس پدران است برای تخلیه شدن ازناراحتی -

های عصبی و کاری . موجودی بی پناه است برای مادران که عقده های کودکی خود ... یا

مشکلشان را با شوهر، از این زبان بسته ها در آورند ...

در کشور من برای متولیان امور،سمینارهای کذایی و دهان پرکن...کنفرانسهای بی خودی

و مراسم مسخره ی آماری و بیلانی ، از فرزندان این آب و خاک بیشتر اهمیت دارند ...

این بحث بماند برای بعد ...

اما من به یاری خداوندتبارک وتعالی،این راه خودرادوام خواهم دادوازکودکان مظلوم کشورم

در حد و توان خود دفاع خواهم کرد ...!

روز جهانی کودک بر همه ی کودکان مظلوم و محروم جهان مبارکباد

********

" کودک آزاری " شامل رفتارهایی است که افراد دیگر ، بخصوص بزرگسالان ، نسبت به

کودکان انجام می دهند و به نوعی،به سلامت جسمی و روانی آنها آسیب می رسانند.

* کودک آزاری چگونه صورت می گیرد ؟...

1) کودک آزاری جسمی : کتک زدن ، سوزاندن ، مجروح کردن ، شکستن و ...

2) کودک آزاری روانی : توهین کردن ، ترساندن ، تحقیر کردن ، تبعیض و ...

3) بی توجهی : توجه نکردن به نیازهای اساسی کودکان مانند تغذیه ، بهداشت ، پوشاک ،

آ موزش و ...

4) سو استفاده : استفاده از آنها در ارتباط با مواد مخدر ، واداشتن آنها به کارهای دشوار

و سو استفاده ی جنسی...

* چرا کودکان مورد آزار قرارمی گیرند ؟...

1) نا آگاهی والدین : بی آنکه بفهمند تنبیه بدنی کودک ، کوک آزاری است، او را مورد

تحقیر و توهین قرارمی دهند و این رفتارها را عادی و معمولی می دانند ...

2) مشکلات اقتصادی : فقر سبب می شود که کودکان از دسترسی به نیازهای اساسی

خود ، محروم شوند و یا والدین به علت فشارهای مالی ، کودکان را با پرخاشگری و

خشونت و بی توجهی ، مورد آزار قرار می دهند .

3) اعتیاد .

4) بیماری های روانی .

5) مشکلات خانوادگی : مشاجرات شدید وطولانی والدین ، جمعیت زیاد خانواده ، شیوه

های تربیتی نا مناسب و در برخی موارد وجود ناپدری و نامادری و ...سبب می شود

کودکان مورد آزار قرار گیرند .

6) مشکلات خود کودکان : کودکانی که مشکلات پایدارتر و شدیدتری دارند ، بیشتر از

سایر کودکان مورد آزار قرارمی گیرند ، مانند کودکانی که دچار بیماری های جسمی و

مزمن و طولانی مدت یا مشکلات رفتاری از قبیل پرخاشگری ، بی قراری ، بیش فعالی ،

اضطراب ، شب ادراری و ... هستند ، به علت مشکلاتی که برای بزرگسالان ایجاد

می کنند و نیز به سبب نا آگاهی والدین از این مشکلات ، اغلب مورد آزار جسمی و

روانی قرار می گیرند .

7) مشکلات مدرسه : مشکلاتی که در مدرسه برای دانش آموزان ایجاد می شود ، مانند

انتظار بیش از حد ، ندیدن تفاوتها ، ایجاد اضطراب ، ترس و رقابتهای شدید ، تبعیض ،

تنبیه بدنی ، تحقیر و توهین و ...

                                                                                  قضاوت با شماست ...

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 15:31  توسط پدر  | 

کودکان بی هویت ...

 

آیا فرزندان ما ، برایشان کلمه ی " حق " تعریف شده است ؟ ... و آیا ما بزرگترها ، حقی

برای فرزندان خود قائل هستیم ؟ ... خودمان در تعریف " حق " دچار مشکل نیستیم ؟...

و تاکنون آیا به این اندیشیده ایم که " حق " و " نا حق " را چگونه ازهم تفکیک دهیم ؟...

فرزندان ما ، تا روزی که تحت قیمومیت و تکفل ما هستنددارای حقوقی می باشند که ما

پدر ها و مادر ها وظیفه داریم در هر چه بیشتر و بهتر برآورده شدنشان ، تلاش کنیم .

حقوقی چون داشتن تغذیه ی سالم ،تامین بهداشت ،تهیه ی پوشاک ،فراهم نمودن حق

تحصیل درست وصحیح ، حل مشکلات مالی فرزندان و ..

اما بالاترازاینها آیا به حق انتخاب ،آزادی ،اظهارنظر و حقوقی چون محترم شمردن فرزندان

تشخص و نیز داشتن هویت آنها ، ارزش و اعتبار قائلیم ؟...

" ... مادران و کودکان حق دارند ،از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مندشوند.کودکان چه بر

اثرازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند،حق دارندکه همه ازیک نوع حمایت اجتماعی

برخوردار شوند ... "

                                                           ( بند 2 از ماده ی 25 اعلامیه ی حقوق بشر )

مراقبت های مخصوص یعنی چه ؟...تا به حال این سوال را ازخودپرسیده ایم ...؟ برداشت

عمومی درجامعه ی ما ازکودکان به دنیا آمده ی بدون ازدواج چیست ؟...آیا آنها شناسایی

می شوند ؟... ( به نظر می رسددرجامعه ی ما ،کودکان فقط ، باخانواده تعریف می شوند

و بدون آن کلا بی هویت هستند و شناخته نمی شوند ...! )

این کودکان چه گناهی دارند ؟... پرسش این است :

" ... چنین کودکانی از حق حمایت و مراقبت و کمک مخصوص اجتماعی برخوردار

                                           هستند یا نه ؟... "

پاسخ چیست ؟...

----------------------------------------------------------------------------------------------

  **پست بعدی با لطف و استعا نت الهی مطلبی در مورد " کودک آزاری" تقدیم خواهم کرد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 0:21  توسط پدر  | 

          احترام به کودکان ...

 

به راستی از خودمان پرسیده ایم، که فرزندانمان را چقدر دوست داریم ؟...و باز آیا از خود پرسیده ایم

و یا امتحان کرده ایم که ایثار و فداکاریمان نسبت به فرزندانمان چقدر است ؟...تا چه حدی می توانیم -

غرور و خود خواهی هایمان رادربرابرفرزندانمان بشکنیم ؟من برای این سوالات به جای پاسخ ، پرسشی

دگر طرح می کنم ...

زنان و مردان زیادی تا به لبه ی پرتگاه زندگی می رسند به جای مقابله با آن ، به جان همدیگر افتاده ، در

تها جما ت روحی و روانی ، اولین ضربه هارا به فرزندان خود می زنند. یکی از عمیق ترین و دردناک ترین

ضربه ها " طلاق " است . کاری که ساده ترین و راحت ترین ( و زیر سایه ی عنایات و الطاف دادگاه های

کشورمان ...! ) یکی از بروز ترین اتفاقات عادی زندگی اجتماعی مان ، محسوب می شود . من کاری به

چند و چون وچرایی این امر ندارم... اما: 

پدر ...! مادر ...!

زمانی که تصمیم می گیرید از هم طلاق بگیرید و جدا شوید ، آیا با فرزند خود هم در این مورد ، مشورت

می کنید ؟...

در اکثر اوقات ،این خودبینی های شما ست که کانون گرم زندگی را ازهم می پاشد...پس فرزند شما در

چنین تصمیم گیری ها یی ، کجا ست ؟... جایگاه او در کدام پله ی زندگی قرار دارد ؟...

و بالاخره ...

آیا فرزند شما هم اجازه دارد که اگر خواست ، از شما جدا شود؟...آیا او بدین کار مختارومحق هست؟...

و آیا او هم می تواند ازدست شما که آسایش وآرامش وزندگی راحتش رابه نابودی کشانده اید ،شکایت

کند؟...( در کشور ما ،چنین قانونی وجودندارد و نخواهدداشت.چرا که بچه ها دراین سرزمین جزو کالاها

و شاید مایملک شخصی پدرها و مادرها محسوب می شوند و حقوق شخصی ندارند !!!...) .

این همه در جایی است که :

                    "... پیامبر گرامی ما ، برای رشد و شکوفایی کودک به آنان شخصیت می داد

                     وبه دیگران سفارش می کرد که به کودکان خود احترام بگذارند .خود ایشان

                                        در کوچه و بازار به کودکان سلام می داد ... " *

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                                                                        *ملکوت اخلاق - سیدحسین اسحاقی ص 218 .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 11:4  توسط پدر  | 

درد دل یک پدر نگران...

 

یک پدر هستم ... پدری که به خانواده اش عشق می ورزد ... یعنی همان چیزی که الآن در

ظاهر امر ،خیلی دارای اهمیت است،اما در اصل هیچ کاری و حرکتی در جهت تامین امنیت

روحی ،روانی و اجتماعی خانواده ها ، برداشته نمی شود .

درست به همین خاطراست که من نگران هستم . نگران امنیت و استقلال خانواده ام.نگران

عشقی که دارم و هر لحظه ، نفرت در کمینش است تا جایگزین شود ...

این صفحه را باز کردم تا هدیه ای برای خانواده ام تقدیم کنم ... و بعد...

با همه ی پدرها و مادرها دل یکدله کنیم و گفتگو کنیم.شاید دردها و مشکلات و نگرانی های

مشترک داشتیم و لازم بود همفکری کنیم ...

پس ، اول سلام به عزیزانم و سه ستو نم ...

و بعد ...

سلام به همه ی پدرها و مادرهای سرزمین مهرم ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 3:2  توسط پدر  |